دختر نارنج و ترنج
اون ادم تصمیم میگیره به اشکاش اعتنایی نکنه...وبشو ببنده... و اخرین پستشو اینجوری تمام کنه یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره* *یکی از دیالوگ های فیلم درباره ی الی و باورم نشد که از خوشحالی بغض کردم... من خونمونم اون لحظه به مامانم فکر میکنم. و اینکه چقدر خوبه که خوابگام و دردامو نمیبینه و دلهره رو تو صورتش نمیبینم. دلم برا تو و رژ زرشکیت! پر میزنه مامان فرحم.
![]()
| Design By : Night Skin |

