تبليغاتX
دختر نارنج و ترنج




















دختر نارنج و ترنج

نتایج دولتی اومد. روزانه مجاز شدم. دعا کنید عملی قبلول بشم از اینجا برم...

امروز به طرز عجیبی دلم میخواست یه اشنا ببوستم! یکی که واقعا دلش برام تنگ شده باشه...چقدر غریب بودن بده.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 18:26 توسط بهار| |

اگر به خوابگاه من امدی ای دل رحم برایم یک ماشین لباس شویی بیاور و چند تایی  ریتن اسپورت قرمز!!

 

پ.ن:تمام کسایی که تو این پست ها برام نظر گذاشتید: هیچ وقت نمیتونید اندازه ی شادی منو وقت خوندن کامنتاتون تو شهری که نمیشناسمش درک کنید. شما بهترین دوستایی هستید که یه نفر تو وب میتونه داشته باشه.

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 15:24 توسط بهار| |

بهار خط اولو پاک میکنم و مینوسم.

اینجا یه  بهار هست که از ۲۳ شهریوراز خونه دوره. که دلش داره پر میزنه واسه رنگ ابی و فیروزه ای اتاقش. واسه بالشت نرمش.واسه صدای استاد شجریان که میپیچید تو خونه. اون هنوز عاشق صدای مرضیست. وعاشق کیک درست کردن. و اینجا هیچی نداره.

اینجایه بهار هست که دلش واسه شیر کاکائو خوردن تو لیوان مشکی و گندش و لاک پشت کوچولوش تنگ شده.که دوستاش انگار محبتو ازش دریغ کردن. چرا هرکی بهم گفت خوابگاه و دوری از خونه سخته گفتم تجربه کردم خوب بوده؟ پس چرا خوب نیست؟ پس چرا اروم نیستم. تا میخوام حرف بزنم میگن چرا داد میزن. ساکت میشم. جمع میشم تو خودم .  هر  روز مچاله تر از قبل....(یاد قسمت پانتومیم فیلم حنا مخملباف میافم که چسب میزدن رو دهنش)

دیشب خواب دیدیم مردم! روحم اما همه چیز رو میدید.همهی گریه هارو. تو جیب من مرده یه وصیت نامه بود. توش یه نامه بود واسه ی اونی که همیشه دوسش داشتم. شاید توش نوشته بودم حتی الانم دوسش دارم. بعد نوشته  بودم منو پیش فرهاد خاک کنید!!(ببخشید اقا فرهاد که تو خواب کشتمت!).  تو خواب ترسیدم...خیلی...صبح که پاشدم تب خال زده بودم و بازم کسی نفهمید چمه....

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 13:24 توسط بهار| |

ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد....
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 16:39 توسط بهار| |

تو از ایین انسانی چه میدانی؟

اگر جان را خدا داده

چرا باید تو بستانی؟

 

ممنون استاد شجریان که تمام بغض های منو با این اواز رها کردید...

 

پ.ن:این هفته ها که بدون اهنگhalo beyonce گذشت فهمیدم چقدر عاشق این اهنگ بودم و نمیدونستم.

پ.ن۲: کوشای عزیزم ممنون که تو قسمت نظرات این پست منو کامل کردی.

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 12:48 توسط بهار| |


Design By : Night Skin