تبليغاتX
دختر نارنج و ترنج




















دختر نارنج و ترنج

من عاشق بوی "چهارشنبه سوری" و "تولد"م!

خیلی خواستن بهم ثابت کنن اینها بوی همون چوب وشمعه.

ولی نیست.

بهم ثابت نکنین. فقط امشب دقت کننین. و ببینین که چوب هرگز نمیتونه بویی به خوبی امشب بده...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 8:5 توسط بهار| |

...من و تو داریم از راه میرسیم.

از فرمایشات بهار.از جملش خوشم اومد

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 22:40 توسط بهار| |

این هفته تمام این وبلاگ رو خوندم و خیلی بهم چسبید.

همون چیزای معمولی که هر روز میاد تو ذهن ما رو به جذاب ترین و بی پرواترین  حالت ممکن نوشته و من حالا اونو به شدت توصیه میکنم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 14:55 توسط بهار| |

لحظه ی سال تحویل برای مامانم وقتیه که مرغ و ماهیاشو خریده و فریز کرده!

لحظه ی سال تحویل برای بابایی وقتی که یه سینی بزرگ میاره تا اجیلای عیدو باهم قاطی کنه و اون وسطها نصفشو هم میخوره.

لحظه ی سال تحویل برای من اون لحظه ایه که با وجود غر غرای مامان که ماهی سیاه واسه پای سفره هفت سین خوب نیست به عشق بچگی و ماهی سیاه کوچولوی صمد یه دونشو میخرم.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 16:4 توسط بهار| |

الهی نامه : هیچوقت آدم های کوچیک رو با امتحان های بزرگتر از خودشون امتحان نکن...اینو چند بار بهت گفتم ؟

 

از وبلاگ گارسیا

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 10:9 توسط بهار| |

بخند به اخم در هم

به نمره های کم

تکرار شو نترس....

 

 

"نمیدونم چرا لالایی بلدم و خوابم نمیبره"

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 14:25 توسط بهار| |

۲ماه پیش فهمیدم خاله ازی حاملست. بعد از کلی شکه شدن بهش اس.ام.اس دادم من از تو شکمت  صحبت میکنم. سلام مامانی ی ی.

جواب داد  من از تو شکمم صحبت میکنم سلام خاله بهار.

ماه  پیش داشتم فکر میکردم  چقدر خرید واسه نوزادا رو دوست دارم مخصوصا اگه دختره خاله کوچیکه باشه.

چندروز پیش که خاله ازی رو دیدم یکمی شکمش اومده بود جلو. براش شکلات بردم.گفت دختر خالت میگه شکلات دوست دارم. .فکر کردم از حالابه بعدهر وقت میرم بیرون شکلات بگیرم ببرم براش.هر چندراه خونشون یکم دوره.

دیروز اومدم خونه مامان گفت بچه ی خاله ازی سقط شد.

دلم گرفت...

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 13:42 توسط بهار| |

فکر میکنم به روزایی که بدون "تا"  با هم دوست بودیم...
نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:36 توسط بهار| |


Design By : Night Skin