دختر نارنج و ترنج
درخت تنها در دل کوهستان پاک هوایی شد چنان که دلش میخواست از ریشه جوانه بزند... *شاعرش خودم نیستم. اسم شاعر هم یادم هست اما از نوشتنش معذورم. شما لذت خودشو ببرید. هیچ خبر بدی نمیشه غیر از "همون چیز" من اما نیمی از انگشتانم را در میان دستهایت جا گذاشتم و نیمی از لبانم را در دهان تو! "نزار قبانی" به کوه خواهد زد! به غار خواهد رفت! " فریدون مشیری" به نسیم بسپار از رایحه ی خوش بی نصیبم نکند "اقا اجازه؟ ما بوی عطرتونو میخوایم..."
| Design By : Night Skin |

