دختر نارنج و ترنج
در کنارت شوقی کودکانه دارم برای تملک ملیونها برگ جریمه! ملیونها حماقت... و علفها در سبز شدن معنی پیدا میکنند و کوهها با قله هایش و دریا با موجهایش و انسان و همه ی انسانها فقط با عشق پس بار خدایا به من رحم کن... لطفا ارزو کنید"خوب باشه" به شدت به چند روز خوب نیاز دارم... کدامین ستاره به وام میگیری که اینچنین بر پیشانی ماه میدرخشی؟ "کریم شفایی" در این سقوط بی انتها مدارم خواهی شد آیا؟ تا عمری به دور تو بچرخم؟ جاذبه از تو. دافعه از من! "حسین پناهی" همین... پ.ن: اینجوری : نه اینجوری: پناه به تو ای فهم فراموشی! حال بیا برای رسیدن به آرامش نزدیک ترین نام های کسان خویش را بیاد اوریم! "سید علی صالحی" وقتی لب هایت برای چکه ای عشق چاک خورده اند مسیح هم اگر باشی وسوسه ی عاشق شدن رهایت نخواهد کرد... "کریم شفایی" گاهی بعضی ادمها با اومدنشون تو دنیات جزئی از تو میشن. و خاطره هاشون میشه قسمتی از وجودت بعد اگه یه روز برن حتی اگه خودتم راضی باشی حس میکنی یه تیکه از وجودت داره کنده میشه. اون ادم میره و خاطره هاشم میبره... این عکسو که دیدم یاد تجربه های این شکلیم افتادم.
| Design By : Night Skin |

