دختر نارنج و ترنج
کودکانی است که به اتاقهای مهربانشان میروند و صبحها با لبخندی پنهان که پقین دارم لبخند خداوند است بیدار میشوند. دارم به اتاق کودکان میروم بیا.بیا و از من نپرس اتاق کودکان کجاست زیرا هرگز کسی از آسمان نمیپرسد که چرا آبی است. از کتاب ماعشق را از بهشت به زمین اوردیم-هیوا مسیح اگه وقتي اسمون يه ابي تيره و خوشکلي ميشه و صداي اذان با يه عالمه بوي خوب ميريزه تو حياط و خونتون... اگه همون لحظه يه لبخندي نشست گوشه ي لبتون و حس کرديد خدا الان راضي و از اون بالا داره بهتون ميخنده... اگه با شيريني لبخندش افطار کرديد... اون لحظه منو هم دعا کنيد... بارانی که شد: فریادت رنگ باخت نرسیده به آفتاب انکار کردی چترت را بستی و گفتی: ببخشید شما؟؟؟ بگذار صدایم تا خدا برسد من زمینی نیستم... او مرعوب سکوت است بی عشق یا وازنش نمیشود. او نیک میداند در پس نقاب سردی که مردمان بر چهره دارند قلبی آتشین در تپش است بی عشق او هیچ است. کتاب سلحشور روشنایی ـ پائلو کوئیلو

| Design By : Night Skin |
