تبليغاتX
دختر نارنج و ترنج




















دختر نارنج و ترنج

یا تو دریا غرق میشم

یا از کوه پرت

ـ؟

پا تو کفش خورشید کردم!

 

                       "پیمان گرامی"

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 22:9 توسط بهار| |

دخترک امد کنارم گفت آقا عشق چیست؟

گفتمش دختر سر وکار شما با عشق چیست؟

گفت آقا خواب دیدم ذره ای عاشق شدم

بگذریم از این مسائل جان آقا عشق چیست؟

گفتمش دختر برو این را ز بابایت بپرس

از چه میپرسی ز مرد دست تنها عشق چیست

دختر امد پیش مادر گفت بابایم کجاست؟

یک نفر میگفت میداند که بابا عشق چیست

گفت مادر دخترم بابای تو پیش خداست

گفت مادر جان خدا مبداند ایا عشق چیست؟

گفت مادر ان که بابای تو را از من گرفت

هر چه پرسیدم جوابم داد الا عشق چیست

چشمهایم را نگاه کن بوی بابا میدهد

این همان عشق است فهمیدی که حالا عشق چیست؟

دخترک تا اشک را در چشم مادر دید گفت

تازه فهمیدم که عاشق کیست

اما عشق چیست؟

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 14:47 توسط بهار| |

از یه طرف به ما نگاه میکنی

از یه طرف به ماه

همینه که ما زشت شدیم...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 20:34 توسط بهار| |

سکان دار دنیا با لبخندی که رو لباشه بهم میگه:

هی دوست داری چند صباحی باشی جای من

و دنیا رو هدایت کنی جای من؟

من میگم:

خوب سعی خودمو میکنم

منتها جای من کجاست؟باید بدونم

یاچقدر مزد میگیرم

وقت نهار کی است

کی باید از کار دست بکشم

سکان دار میگه:

سکان رو بده ببینم بابا

گمون نکونم امادگیشو داشته باشی حالا حالا...

 

                                     "شل سیلور استاین"

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:37 توسط بهار| |

حتما باید هوا ابری شه

تا یاد ما بیفتی؟!!

 

               "مصطفی جعفری"

نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 19:35 توسط بهار| |

شنیدین میگن وقتی میخوای یه چیزی رو به دیگران یاد بدی خودت اون کارو انقدر جلوشون انجام بده تا غیر مستقیم بفهمن و اونا هم انجامش بدن؟؟

حالا ساغری اینو شنیده درست درکش نکرده :دی

ایشون در راستای اینکه هم اتاقیاش یاد بگیرن که وقتی میخوان بیان تو اتاق اول در بزنن حتی وقتی هم که اتاق خالی اول در میزنه بعد میره تو!!! 

نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 14:32 توسط بهار| |


Design By : Night Skin