دختر نارنج و ترنج
یا از کوه پرت ـ؟ پا تو کفش خورشید کردم! "پیمان گرامی" گفتمش دختر سر وکار شما با عشق چیست؟ گفت آقا خواب دیدم ذره ای عاشق شدم بگذریم از این مسائل جان آقا عشق چیست؟ گفتمش دختر برو این را ز بابایت بپرس از چه میپرسی ز مرد دست تنها عشق چیست دختر امد پیش مادر گفت بابایم کجاست؟ یک نفر میگفت میداند که بابا عشق چیست گفت مادر دخترم بابای تو پیش خداست گفت مادر جان خدا مبداند ایا عشق چیست؟ گفت مادر ان که بابای تو را از من گرفت هر چه پرسیدم جوابم داد الا عشق چیست چشمهایم را نگاه کن بوی بابا میدهد این همان عشق است فهمیدی که حالا عشق چیست؟ دخترک تا اشک را در چشم مادر دید گفت تازه فهمیدم که عاشق کیست اما عشق چیست؟ از یه طرف به ماه همینه که ما زشت شدیم... هی دوست داری چند صباحی باشی جای من و دنیا رو هدایت کنی جای من؟ من میگم: خوب سعی خودمو میکنم منتها جای من کجاست؟باید بدونم یاچقدر مزد میگیرم وقت نهار کی است کی باید از کار دست بکشم سکان دار میگه: سکان رو بده ببینم بابا گمون نکونم امادگیشو داشته باشی حالا حالا... "شل سیلور استاین" تا یاد ما بیفتی؟!! "مصطفی جعفری" حالا ساغری اینو شنیده درست درکش نکرده :دی ایشون در راستای اینکه هم اتاقیاش یاد بگیرن که وقتی میخوان بیان تو اتاق اول در بزنن حتی وقتی هم که اتاق خالی اول در میزنه بعد میره تو!!!
| Design By : Night Skin |

