دختر نارنج و ترنج
*با یک اندازه گیری دقیق میشود یک فنجان چای اعلا درست کرد اما دوستان واقعی نیاز ندارند که حرفهای همدیگر را اندازه بگیرند. *وقتی تو برایم چای میریزی من میتوانم تمام محبت قلبی ام را برایت یریزم. *اگر تمام چایهی چین هم مال من بود نمیتوانستم با ان دوستی بهتر از تو بخرم. *دوستی من و تو مثل یک دم کن روی قوری است که اسرار مشترک ما را امن و گرم نگه میدارد. *چه در مورد چای چه در مورد دوست اجزای تشکیل دهنده مهم هستند. "تو فنجان جای منی-ورجینیا رینولدز. یه کتاب پر از شباهت های چای و دوستات" والا خدمتتون عارضم که با توجه به درخواستهای پیاپی و ملتمسانه ی یکی از همکلاسی های دوستم ما جمیئن بر آن شدیم که یک سری از اتفاقات خوابگاه رو اینجا مدرج بنماییم. واین چنین است حاصل کار(بابا ادبی!!) ۱.بنده نشسته بودم رو تخت و مشغول اس ام اس بازی بودم که صدای زنگ گوشی یکی از بچه ها بلند شد منم بدون اینکه چشم رو از صفحه ی گوشی بردارم با نگرانی گفتم فاطی (هم خونه ایم)گوشیم کو؟ نیستش!!!! ۲.ساغر خانم(یکی دیگه از هم خونه ایهام) تشریف بردن از سر تنبلی برای شام به قول بچه ها اورانیوم غنی شده (تخم مرغ) با گوجه و قارچ درست کنن یعنی دقیقا آسون ترین چیزی که میشد درست کرد. بعد که اوردن سر سفره هی خوردیم دیدیم شیرینه فکر کردیم مشکله مزاجی پیدا کردیم. حالا بگو خانم جای نمک شکر ریخته بوده اونم به چه اندازه. بعدم تا شب کلی چل بازی در اوردیم و خندیدیم هر کی هم گفت چتونه گفتیم تخم مرغ و شکر خوردیم :دی درخت با جنگل سخن میگوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو سخن میگویم نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده من ریشه های تو را یافته ام با لبانت برای همه لبها سخن گفتم و دستهایت با دستان من آشناست "سالهای پیش شاید خیلی دور وقتی واسه اولین بار این شعر شاملو رو خوندم فکر کردم انقدر حس پاک به این شعر دارم که شاید نشه ونتونم واسه هر کسی بخونمش. ولی حالا خوشحالم که واسه ی اولین بار مال تویی که ارزششو داری. "به تو وبه خاطر فردا. مبارک باشه عزیزکم" "بچه ها آدم حسابیند شعور دارند. " "صادق هدایت" با بادکنکهای شادی که به هوا میفرستند من اما... در عزای از دست دادن تو بادکنکهای بغض میترکانم.... "غلام رضوی"

| Design By : Night Skin |

