دختر نارنج و ترنج
پرده ای میگذرد پرده ای میاید میرود نقش پی نقش دگر رنگ میلغزد بر رنگ. ساعت گیج زمان در شب عمر میزند پی در پی زنگ: دنگ...دنگ... دنگ... قرار نبود انچه قرار نیست باشد! قرار نبود قراری باشد که قراری نیست! قرار نبود بر سر انچه قرار نیست قرار بگذاریم . . . میدانم.قرار نبود که بیایی... و چه زیبا میشود... کسی وقتی بیایدکه... قرار نیست! وقتی بابت دلتنگی از یارت گریه می کنی از وبلاگhttp://www.yebarg.blogfa.com/ یه عروسک گنده و یک لباس قشنگ و اگه ممکنه یه ذره عشق! حتی اگه یه ذره ی کوچولو مونده باشه... من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین رایگان میبخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ هر کجا برگی هست شور من میشکفد بوته ی خشخاشی شستشو داده مرا در سیلان بودن... "سهراب سپهری" اینجا داره بارون میاد. یکی بیاد با هم بریم بیرون... نپرداخته چگونه میخواهی به چنگش بیاوری؟ خوشبختی جنس قسطی نیست پسر! خوشبختی را نقد نقد معامله میکنند با سکه های ارده...ایمان...کار...عشق... قسمتی از کتاب یک عاشقانه ی آرام ـ نادر ابراهیمی
به همه گریه کن دارهای عالم حسودیم می شود.
| Design By : Night Skin |

