دختر نارنج و ترنج
پس چرا همه منو اینجوری نگاه میکنن؟ من میخوام خودم باشم بی قید و بند.یکی بهم بگه اشکالی داره؟ دیدید تاثیرات این باغ مظفر رو؟؟؟ تو خونه ی ما که والدین محترم و محترمه پوکونده اند! مامانم خفمون کرد بسکه ماهی به خوردمون داد. جرئت داری بگی نمیخورم؟ همچین تریپ اخم میاد که گلاب به روتون یه اتفاقایی واست میافته! پدر محترمه هم هی میره محصولات دامداران میگیره هی میشینه میگه قناری بابا مربا بده بابا... خلاصه ما از صبح به صورت پخش زنده باغ مظفر میبینیم ۸ هم خودشو میبینیم. خدا این برنامه های پر بار!! صدا سیما رو از ما دریغ نکنه... آآآآمین! والله کمي تا ميزاني کفگيرم خورده به ته ديگ و شعره ديگه اي تو ذهنم نيست که بنويسم به قول يکي از بچه ها هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم اينه که تا اطلاع ثانوي مجبورم به توصيه ي اقا ارش گوش کنم و از روزمرگيام بگم عرض شود به حضور انورتون بنده الان در فرجه ي امتحاني به سر ميبرم و سخت(سخت؟؟؟!!! ) خوب کمي سخت مشغول مطالعه هستم. براي اين ايام مفيد خودم خودمو خجالت دادم و رفتم کلي شکلات خريدم در همين راستا يکي از رفقا هم رفته بندر و شکلات برامون اورده و خودش خودمو خجالتمون داده. ديگه اينکه قبظ موبايلمم اومده و من کلهم خانواده رو خجالت دادم. ديگه اينکه... نه ديگه بقيه ي خجالتام بمونه واسه ي دفعه ي بعدي... (باور کنيد ما سعي خود را نموديم تا اولين روزمرگيمان خوب از اب درايد حالا اگر نشد به گندگي و جمالتان اين بنده ي حقير را عف بفرماييد) نه سخن به زبان عشق میگویی و همه نگاهم هرز میرود که تو با چشمان عشق نمینگری "غلام رضوی" با کلاغا رو در واسی داشت دید چاره ای نداره رفت آدم شد یه گوشه ایستاد زاغ مردمو چوب زد "پیمان گرامی" پ.ن. امروز دقیقا یه سال از اولین پستی که اینجا نوشتم میگذره نمیدونم چرا آلان که فهمیدم بیشتر از تولد خودم واسه تولد یه سالگی اینجا ذوق کردم... پرنده ی نگاهم گرد جهان سبز نگاهت میچرخد همه ی فصلهای سبز با نگاه تو میاید صدا اگر صدای چشم تو باشد دلم هوای بهار رادارد در بهار چشمها نگاه تو میخندد دلم هوای خنده ی تو را دارد شاید مدتها بود عکسی به این شدت... نمیتونم چیزی بگم. این عکس فراتر از احساس منه ۲.تک بچم. نه خواهری هست نه برادری. مامان و بابام شاغل بودن ولی احتمالا مامانم دلش برام سوخت چون الان دیگه سر کار نمیره .فکر نمیکنم لازم باشه بگم چقدر تو خونه تنهام حتی گاهی دلم میخواد یکی باشه باهم دعوا کنیم قهر کنیم بزنیم تو سر و کله ی هم یکی نه مثل مامان و بابام یکی که مثل خودم خیلی چیزها رو ندونه.. ۳. عاشق خندیدنم و دلم میخواد همه بخندن.زیادی شلوغ و پر جنب و جوشم و هر کس برای اولین بار میبیندم براش سوال پیش میاد که چرا به ترک دیوارم میخندم.عاشق مهمونی و جاهای پر سر و صدا. عاشق کتابای عرفان نظر آهاری .مصطفی مستور .شهریار مندنی پور. و شعرهای پناهی و شاملو حتما و حتما با دکلمه ی خودشون ... ۴. ترم اول سخت افزارم و اصفهان درس میخونم .از اصفهان اصلا خوشم نمیاد (نظر شخصیمه مطمئنا اینجا هم واسه اصفهانی ها قشنگه) و دلم لک زده واسه بوی بهار نارنجای شیراز ولی فعلا در کمال تعجب حسابی داره تو دانشگاه با بچه ها بهم خوش میگذره. ۵. ۲-۳ سالیه ویلون میزنم و یکی از آرزوهام اینه که یه روز بتونم توی یه کنسرت موسقی بزنم.یکی دیگه از ارزوهامم اینه که ...ای بابا چی بگم اخه؟خودتون بفهمید آرزوی یکی که حس میکنه عاشقه...(بی زحمت فکر نکنید به این احساسای زود گذر بی ریشه میگم عشق) در ضمن هزار بار مرسی از آرش و spider عزیزم که دعوتم کردن کار باحالی بود خوشم اومد.۵ تا آدم هم نمیتونم بجورم فقط اینها. یه آدم و مینا خانم ومجنون یار ندارم(هزار سال بعد از تو) چه فرقی میکند استاندارد باشم یا نباشم... پیمان گرامی
| Design By : Night Skin |

