دختر نارنج و ترنج
چه در باجه ی بانک و چه در زیر درخت! سهراب سپهری چادر خاک خورده اش را محکم میچسبد به این فکر میکند که کسی جز تو ندارد کسی جز تو... خدایا ممنون که با من دوستی میکنی درحالی که به دوستی با من نیازی نداری... غافل از اینکه اندوه از پشت مژههای به هم امده پیداتر است!
| Design By : Night Skin |
