دختر نارنج و ترنج
رنگین میشوم از پس کدام ابر بارانی ظاهر شده ای؟ دیدم شتابناک و سبکبال از قله ی سپید زمستان فرود می آمد پیراهنش:شکوفه ی شفتالو بر دامنش:شکوفه ی گیلاس در دست:زنبیلی از شقایق کوهی بر مقدمش: بنفشه هلهله میکرد نرگس چشمک میزد آهو گلاب می پاشید دیدم بهار را که میآمد... "حافظ موسوی" تو را نمیدانم من اما حسرت به دل هیچ چیز و هیچ کس نیستم جز تو که میروی و عطر انارهایی که به گریبان میبری غلام رضوی آنقدر محو که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی حمید مصدق من یک مادرم چرا که احساس از من زاده میشود! به تن خشک کویر چک. چک. چک... و کویر دریا شد به نشانی بهشت میفرستم دکتر علی شریعتی
| Design By : Night Skin |

