دختر نارنج و ترنج
یک چشم انداز زیبا هرگز تورا گرفته؟یک صورت قشنگ یا موسیقی دلنوازتو را تکان داده؟ کلام موزون و فکر عالی به قلبت اثر کرده؟ ان لحظه که اینها حضورداشته باشد زندگی کرده ای... فقط باید یادشون بیاد... Do you remember?! . مسخرست که از الان دلشوره ی نتایجو داشته باشم ولی دارم. کاش تهران قبول شدن اینقدر برام مهم نبود. کاش نمیخواستم اینقدر پیشرفت رو. کاش یه چیزمعمولی میخواستم مثل بقیه.اما نمیخوام. مامان دیروز میگفت راحت شدی دیگه. اما من راحت نیستم ته دلم یه چیزی تکون میخوره!مثل قل قل اب جوش توی کتری! خدایافقط میخوام باهام باشی. میخوام یادت باشه واسه اینجا رسیدن چقدر زحمت کشیدم. چقدر تحمل کردم. فقط واسه اینکه چیزی بشم که خودم دوست دارم. یه نقاش. یه عکاس... نه یه مهندس خدایاچیزی که حقمه بهم بده. بزار بعد از ۶ سال امسال سالی باشه که از کاری که میکنم لذت ببرم و یه روز تو دلم بگم اره .این همون بهار رویاهامه... از اینجا چشمامو اروم باز میکنم. هنوز هوشیار نیستم اما یه جایی پشت افکارم هنوز خوشی ها و جیغ های دیشب بعد از حدسیات و امار گیری دستی خبرنگارهای داخل و خارج از بالا ترین درصد برای موسوی پیچ میخوره. هنوز کش وقوس اول رو نیومدم که مامان میادتواتاق. بهار تا حالا ۱۸ ملیون رای برای اح.مدی.نژاد ۸ ملیونرای برای موسوی!! به وضوح شکه میشم. مال چند تا شهر؟ -اکثر شهرها -مگه میشه از دیشب تا حالا همشو شمرده باشن؟؟! بغض دارم. شایدهمون قدر که اگه تهران در نیام بغض کنم. حالم از تمام کسایی که انتخاباتو تحریم کردن بهم میخوره. حالا بیاید جواب بدید. جواب منو. جواب همه ی زندانی هارو. جواب تمام دختر پسرایی که تو ۴ سال اینده میگیرن رو. نمیبخشمتون. ۴ سال دیگه یه دختر ۲۵ سالم. تو قشنگ ترین روزای جوونیم چی به من میگذره؟ تو اون ۴ سالی که دانشجو بودم ؟تو این۴ سال ؟ ممکنه عاشقانه ترین روزای زندگیم جنگ بشه؟ چی به سر ما میاد؟ هنوز شکه تو تختم نشستم.مامان قرص ارام بخش میخوره یکیم واسه من میاره. اشکام میاد پایین بابا پریزای تلفن رو میکشه که هیچی نفهمه و میره تو تخت... یه صدایی انگار از درونم میگه "زمستان است" از وبلاگ ایشون میگویند ۲تا بودیم انکار میکنم یکی تنها یکی بودیم هرگز جدا نبودیم... قشنگ میرقصم!
بيا اين دست را ببر
من دست زياد دارم
انگشت را ببر
من انگشت زياد دارم
تايپ مي کنم
يک انگشتم کافي است
بيا زبانم را ببر
من به قدر تمام مارمولک جهان
زبان دارم
تو را ندارم ولي
بيا
آمد و
بريد
و من نه در آغوشش گرفتم
نه بوسيدم
نه حرف زدم
نه چيزي نوشتم
تمام من
مال او بود
| Design By : Night Skin |

